قسمت شانزدهم
سر صحبت رو باز کرد یه لحظه همه چیو فراموش کردم  
 انگار این هادی اون
هادی قبلی نبود.ولی دوباره بخودم اومدم ویادم اومد که این هادی همون
هادی کثافت خیانت کاره...........

مثل همیشه شروع کرد به چرب زبونی گفت من سارارو با یه پسره دید مو
بهم خیانت کردو منم ولش کردم ولی من باور نکردم...............

خلاصه اخرش گفت می خوام دوباره با هم باشیم مثل قبل..... یه لحظه
خوشحال شدم گفتم خدایا هادی منو دوباره بهم بر گردوندی

ممنونم خدا جون ولی دوباره یاده اون کثافت کاریاش افتادم  گفتم این تو
بمیری دیگه از اون تو بمیریا نیست  بهش گفتم هادی جان رو سر من دو تا
گوش دراز مخملی دیدی که دوباره برگشتی این حرفارو میزنی یا فکر میکنی
مغز خر خوردم که دوباره بر گردم

شرمندتم دور من یه خط قرمز پر رنگ بکش

گفت ستایش به خدا بدون تو نمیتونم گفتم اسم خدارو تو دهن کثیفت نیار
گفتم کارت دیگه تموم شد گفت نه گفتم کارت؟   گفت بر گرد گفتم نه و
گوشیو قطع کردم

تو دلم اشوب بود من به ارش خیانت کرده بودم با یه کثافت حرف زده بودم

تازه از یه طرف دیگه اون کثافت هادی من بودو من عاشقش بودم اون تمام
زندگی من بود ولی غرورم می گفت نه اون همون هادی پستو
کثیف.....................

منو ارش لحظه های خوبی باهم داشتیم تا وقتی که سرو کله gf قبلیه
mrارش پیدا شد ازاده جونو میگم

به گفته خود ارش که می گفت جوابشو نمیدم ولی من باور نکردم تا  اینکه 
منو صبا رفتیم یه کافی شاپ که....................

دمه خدا گرم چه حالایی میده به من

ازاده جونو mrارش در حال گپ زدن بودن البته در حال دعوا ولی ارش به من
گفته بود دارم میرم استخر تمرین ولی اینجا چیکار می کرد متوجه اومدن من
نشد منم با صبا رفتم یه گوشه نشستیم و اونارو زیر نظر گرفتیم

بعد یک ربع دیدم صدای خنده و خوشو بش ششون کله کافی شاپو گرفته
منم نامردی نکردمو زنگ زدم به گوشی ارش وقتی گوشیش زنگ خورد یهو
دستپاچه شد اخه جلو ازاده جون ضایه میشد بلاخره بر داشت گوشیو گفتم
کجایی با کمال پرویی گفت  خونه امیر اینام گفتم گوشیو بده امیر گفت الان
نیست بعد گفتم خوب ok مزاحمتون نمیشم  همون طور که گوشی دستم
بود رفتم جولوش واستادم بدون معطلی زدم زیر
گوشش..................................

وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی

جاتون خالی چه صحنه ای بود...............

تا 2هفته جوابشو ندادم

بعد 2هفته که جوابشو دادم گفت ستایش من عاشقتم من ترو می خوام چرا
این کارارو می کنی من گفتم برو ازاده جونو بخواه

خلاصه کلی بلا نصبت اوسگلم کرد منم چون دوسش داشتم
اوسگ............شدم...............

ایشون فرمودند ازاده خانوم جون  می خواست گوشیمو بهم بر گردونه و از
این چرتو پرتا منم...............

هادی هم مثل زیر نویس هی میومدو می رفت

تا شد وقتی که قرار شد ارش بره خدمت اموزشی شیراز

اخرین شب تا صبح با هم حرف زدیمو گریه کردیم و اون
رفت....................................