چند روزی است که به زندگی گذشته خود زیاد فکر
میکنم.
گذشته ای که پر از پیچ و خم های زندگی است
گذشته ای که بیشتر ان را با سختی سپری کردم
زمانی که هر کسی مرا میدید به ان لبخند من حسرت
میخورد و نمی دانست که در دل کو چک من چه
قوقایی است و در ان لحظه هم فقط به امید اینده تلاش
می کردم ایندهای که اکنون در پیش رو ی من است
به ارزوهای که در سر داشتم و فنا شد و امید های که
یک به یک به باد رفت و هیچ چیز از ان ها باقی
نماند جز حسرتی از گذشته و افسوسی در اینده