پسرا همشون نامردن
تنهایی
قسمت چهاردهم اره تا اونجا گفتم که دوستم از پشت بهم خنجر............. مرتضی سه بار خود کشی کرد ولی بی فایده بود منم افسردگی دوباره بر گشت (اینجاست که به نامردی دخترا هم پی میبریم اخرشم که مرتضی به سمیرا پیشنهاد دوستی
از اون اینکه من هنوز با سمیرا رابطه دارم) با اینهمه اتفاق امتحاناتو دادمو با معدل ۲۰/۱۹قبول شدم و چشمه بعضیارو از کاسه در
بعد این ماجرا ها من تصمیم گرفتم که دیگه با هیچکس تریپ نبندم تا نامزدی دختر داییم که دوست دوست پسر دختر خالم ارشو و دوباره زد به سرم (لازم به ذکره که بگم ارش همونی که با هادی دعوا افتاده بودو... همون روزا بود که خبری از هادیو سارا شنیدم کلاغ گفته بود که هادیو سارا کاملا جدی از هم جدا شدن دو هفته از ماجرا نامزدی دختر داییم میگذشت که سولماز زنگ زدو گفت ارشو ازاده
بهمون ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰سولماز گفت ارش شمارمو می خواد منو ارش tirip بستیمو....... همین موقع ها بود که سرو کله هادی پیدا شد...............
مرتضی مجبور بد که به سمیرا بزنگه
تا با من صحبت کنه همین موقع ها بود که
سمیرا رو مخ دوست پسره بنده میرن و ایشونو از من متنفر می فرمایند....![]()
سراغمو دکترو بیمارستانو...............![]()
)
میدنو........![]()
.بعععععععععععععععععععععله
(جالب نه؟من خودمم هنوز توش
موندم.جالبتر اینکه این اولین خنجر سمیرا خانم نبود جالبتر
اوردم![]()
دیدم
دارن منم بیخیال شدم
......)
![]()
هم از هم جدا شدن............... دمه خدا گرم چه حالی داد
منم گفتم بده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.............
| Design By : Night Skin |


